معیارهای مهم آنالیز اینستاگرام با الگوریتمهای آن تغییر میکنند. در این مقاله معیارهای ۲۰۲۰ را بخوانید.
یکی از مهمترین مسائلی که در تولید محتوای اینستاگرام باید در نظر گرفته شود آنالیز آن است. اگر محتوای صفحهتان را آنالیز نکنید متوجه نمیشوید کدام محتوا عملکرد ضعیفی داشته و کدام بهتر عمل کرده، که این مسئله برای کسبوکارها حتی میتواند روی فروش آنها هم تاثیرگذار باشد. سال های قبل که اینستاگرام وارد میدان شد شاید تنها عامل عملکرد پستها لایک و بعد کامنتها بودند. اما به مرور زمان که اینستاگرام آپدیتهای جدیدی منتشر کرد، الگوریتم آن تغییر کرد و در نتیجه معیارهایی که صفحات باید مورد توجه قرار میدادند هم تغییر کرد. البته این تغییرات همچنان ادامه دارد و باید یک چشمتان به آن باشد تا زودتر متوجه شوید اینستاگرام چه معیارهایی را بیشتر مورد توجه قرار میدهد.
در این مقاله به جدیدترین معیارهای مهم اینستاگرام، یعنی آپدیت ۲۰۲۰ میپردازیم و درک بهتری از آنالیز آن پیدا میکنیم.
چند وقت یکبار آنالیز اینستاگرام را انجام بدهم؟
قبل از اینکه وارد مسئلهی اصلی شویم، میخواهیم در مورد دورهی زمانی آنالیز اینستاگرام صحبت کنیم که ممکن است سوال خیلی از شما باشد. پاسخ این است که این مسئله کاملا بستگی به استراتژی شما دارد اما توصیه این است که حداقل یک تا دوبار در ماه صفحهتان را آنالیز کنید.
البته اگر اکانت بیزینسی اینستاگرام داشته باشید احتمالا میدانید آنالیز اینسایت آن چقدر راحت است و حتی نیازی به آن نیست یک ماه صبر کنید تا ببینید نتیجهی پستتان چطور بوده، کافی است دو سه روز بعد از انتشار یک پست اینسایت آن را چک کنید و ببینید چقدر از آن استقبال شده است. به هر حال در نظر داشته باشید که اینستاگرام روز به روز در حال تغییر است پس شما هم برای موفقیت باید سرعتتان را با آن تنظیم کنید.

فراموش نکنید، برای آنالیز اینستاگرام منظورمان تعداد لایک نیست، چه بسا که در خیلی از کشورها نمایش عدد لایک متوقف شده (اگرچه هنوز یک عامل ضعیف از اینگیجمنت به شمار میرود)، چرا که اینستاگرام متوجه شد لایک کردن یک پست به آسانی دو ضربه روی عکس است و باید معیارهای مهمتری را برای نرخ تعامل یک صفحه در نظر بگیرد.
اگر آمادهاید وارد جزییات بشویم و ببینیم از نظر اینستاگرام یک نرخ تعامل خوب به چه چیزهایی بستگی دارد؟
مهمترین معیارهای آنالیز اینستاگرام
۱– کامنت (Comment)
اولین معیاری که اتفاقا یکی از فاکتورهای قدیمی و پا برجایی هم هست کامنتها هستند. کامنت بهترین شاخصی است که نشان میدهد یک محتوا چقدر تعاملی بوده که افراد را ترغیب کرده وقتشان را بگذارند و نظرشان را زیر پست بنویسند. کامنتها از این بابت مهم هستند که در واقع راهی برای تعامل و گفتگو هستند پس به نظر میرسد کامنت همیشه یکی از معیارهای تعاملی باقی بماند.
کامنتهای جایی هستند که میتوانید روابط عمیقتری با مخاطبتان برقرار کنید، همدیگر را بهتر بشناسید و مهمتر از همه جواب سوال مخاطبتان را بدهید. پس اگر مخاطب شما برایتان کامنت میگذارد حتی اگر دو سه کلمه هم باشد او را تشویق کنید. هر کدام از این افرادی که کامنت میگذارند ممکن است روزی مشتری شما باشند پس با آنها درست رفتار کنید.
- چه نوع محتوایی کامنت بیشتری ایجاد میکند؟
اما چه محتوایی با خود کامنت بیشتری به همراه میآورد؟ معمولا پستهایی که حالت شخصیتری دارند با کامنتهای بیشتری مواجه میشوند. این به آن معنا نیست که مسائل شخصیتان را وارد صفحهتان کنید، اما بعضی وقتها حتی اگر صفحهی بیزینسی دارید بگذارید مخاطبتان بفهمد پشتپرده چه میگذرد. طبیعت مخاطب این است که ورود به دنیای شما برایش جذاب است.

به طور مثال از سفرتان تعریف کنید، داستان کسبوکارتان را بگویید، اشتباهاتی که کردهاید، تجربیات خوبی که دارید و … همهی این مسائل حالت شخصی دارند و مانند نوعی درد دل با مخاطب تلقی میشوند و باعث میشود مخاطب با شما حرف بزند. حتی اگر حس میکنید تجربیاتتان ارتباط چندانی با مخاطب هدفتان ندارد اصلا نترسید، گاهی موضوعات متفرقه وارد فعالیتتان کنید و نتیجهاش را ببینید.
۲– ذخیرهی پست (Save)
یکی از جدیدترین و اتفاقا مهمترین معیارهای آنالیز اینستاگرام میزان ذخیره پست است. با این معیار اینستاگرام میتواند متوجه شود کدام پستها آنقدر ارزشمند بودهاند که مخاطب آن را به طور دائمی ذخیره کرده تا بعدا دوباره به آن مراجعه کند. فراموش نکنید افراد از اینستاگرام به عنوان منبعی برای آموزش و الهامگیری استفاده میکنند و پستها را در فولدرهای مرتبط ذخیره میکنند تا بعدا دوباره بتوانند به آنها سر بزنند.

تفاوتی نمی کند با چه عنوانی در اینستاگرام فعالیت دارید، عکاس هستید، برند محصول خاصی هستید یا آنلاینشاپ دارید، در کنار محتوای معمولتان محتوای آموزشی و یا در کل محتوایی که کاربر بتواند از آن ایده بگیرد هم منتشر کنید. در کل محتوا از هر نوعی که باشد در صورتی که بتواند ارزشی به مخاطب اضافه کند باعث میشود او روی دکمهی Save بزند.
- چه نوع محتوایی منجر به ذخیرهی بیشتر پست میشود؟
همانطور که گفتیم، زمانی که از محتوای ارزشمند صحبت میکنیم منظورمان محتوای آموزشی و کمککننده است که بتواند مشکلی از کاربر حل کند. به طور مثال:
- محتوای “چطور (کاری را انجام دهیم؟)”
- ارائهی ترفند و نکته
- راهنمای آموزشی
به یکی از مخاطبین یا مشتری که در حال حاضر دارید فکر کنید. چه مشکلی او را آزار میدهد؟ چه چالشهایی دارد؟ به طور مثال اگر مربی شخصی هستید میتوانید در مورد نحوهی تقویت اعتماد به نفس محتوایی تهیه کنید و در اختیار مخاطب قرار دهید.
حتی اگر یک فروشندهی ساده هم هستید نگران نباشید، شما هم میتوانید محتوای ارزشمند داشته باشید، به عنوان مثال اگر فروشندهی جواهرات هستید میتوانید محتوایی در مورد انواع ست کردن جواهرات تهیه کنید. اگر خلاقیت کافی داشته باشید برای هر موضوعی میتوانید محتوای آموزنده تولید کنید.
۳– اشتراکگذاری پست (Share)
معیار بعدی که برای آنالیز پستتان استفاده کنید میزان اشتراک آن است. یکی از دلایل اهمیت این معیار آن است که ظرفیتهای جدیدی برای شما به ارمغان میآورد، یعنی با هر اشتراک فرصت آن برای شما ایجاد میشود که افراد بیشتری با شما آشنا شوند و در نتیجه افراد بیشتری شما را دنبال کنند و حتی در آینده مشتری شما باشند.
پس در واقع میزان معیار اشتراکگذاری پست قسمت بالای قیف فروش شما (یعنی آگاهی از برند) را تقویت میکند بدون آنکه نیازی به بازاریابیهای گسترده داشته باشید.
- چه نوع محتوایی منجر به اشتراکگذاری میشود؟
اما چطور باید محتوایی تولید کنیم که مخاطب را ترغیب به اشتراک آن با دوستانش کند؟
- خودتان را با ترندها مرتبط کنید
یکی از روشهای تولید محتوای قابل اشتراک آن است که به هر طریقی خودتان را با مسائل روز (فرهنگی، اجتماعی، ورزشی …) تطبیق دهید و آن را به خودتان مرتبط کنید. به طور مثال این روزها که همه درگیر بیماری کووید ۱۹ هستند میتوانید از تاثیر آن بر کسبوکارتان صحبت کنید.
- جنجالی باشد
شاید جنجالی بودن همیشه هم مثبت نباشد اما عدهای را جذب میکند. به طور مثال سعی کنید در مورد مشکلاتی که در صنعتتان وجود دارد یا سو استفادههایی که در حوزهی فعالیت شما صورت میگیرد صحبت کنید. در کل برای جنجالی بودن باید دست روی موضوعاتی بگذارید که تابحال کمتر مورد بحث قرار گرفته است.
۴– کلیکهای وبسایت (Website Clicks)
شاید بهتر باشد اوایل فعالیتتان روی افزایش نرخ تعامل خود صفحهی اینستاگرامتان تمرکز کنید. بهرحال افرادی که در اینستاگرام حضور دارند در وهلهی اول مایل هستند پستها را زیر و رو کنند، استوریها را نگاه کنند و در اکسپلور چرخی بزنند. افراد کمتری مایل هستند از طریق اینستاگرام وارد وبسایت شوند و وقتشان را خارج از اینستاگرام بگذرانند، به همین خاطر ترغیب مخاطب کمی در این مورد سخت است و معمولا مخاطبین هدفمندتر وارد لینک بایو شما میشوند و از وبسایت شما دیدن میکنند.

پس در اینجا باید استراتژیک عمل کنید، اینجا درست لحظهی ورود مخاطب به قیف فروش است پس اول از همه از اینکه لینکتان سالم است اطمینان حاصل کنید. بعد از اینکه تصمیم گرفتید مخاطب را از طریق اینستاگرام وارد وبسایت کنید وقت آن است صفحهتان را آنالیز کنید تا متوجه شوید کدام پست یا استوری منجر به کلیک بیشتر برای وبسایت شده است. احتمالا بعد از مدتی متوجه ارتباط مستقیمی بین پستهایی که در آن فراخوان عمل (CTA) وجود دارد با میزان کلیکهای بیشتر برای ورود به وبسایت خواهید شد. فراخوان عملهایی مثل: “لینک در بایو”
اما جالبتر از همه زمانی است که یک پست با اینکه فراخوان عمل هم ندارد اما کلیکهای ورودی به لینک توسط آن پست افزایش غیر معمولی پیدا کرده است. پستهایی مانند این را آنالیز کنید و ببینید چه عاملی در محتوای آن وجود داشته که مخاطب را ترغیب به ورود به لینک کرده است. به هر حال به این گونه محتواها بیشتر اهمیت بدهید و از آن برای پستهای آینده ایده بگیرید.
۵– مشاهدات (Reach)
دیگر معیاری که میخواهیم در مورد آن صحبت کنیم Reach است. ریچ به تعداد اکانتهای یکتایی گفته میشود که از پست شما دیدن کردهاند. به طور مثال اگر یک اکانت یکتا ۵ بار پست شما را دیده باشد تعداد ریچ همان یک محسوب میشود. آنالیز ریچ را برای هر پست میتوانید به محض انتشار محتوا بررسی کنید و ببینید هر پست نسبت به پست دیگر چطور عمل کرده و استراتژی هشتگ شما چطور کار میکند.
معمولا توصیه میشود آنالیز ریچ را به طور منظم (هر ۲۴ ساعت تا ۴۸ ساعت از انتشار پست) انجام دهید تا متوجه شوید هشتگهایی را که استفاده کردهاید برای شما سودمند بودهاند یا خیر. میپرسید از کجا ورودی هشتگ را متوجه شویم؟ ساده است. اگر تعداد ریچهای یک پست از حد معمول بیشتر بود نشاندهنده آن است که مجموعه هشتگهایی که استفاده کرده بودید کارساز واقع شده است.
اگر ریچ شما کمتر از حد معمول بود وقت آن است تجدید نظری در هشتگها انجام دهید. برای آنالیز ریچ و استراتژی هشتگگذاری تا آخر ماه صبر نکنید، زود به زود انجامش دهید.
۶– نرخ تعامل بر اساس ریچ (Engagement On Reach)
حالا که تا اینجا از مفهوم ریچ آگاه شدیم وقت آن است نرخ تعامل را بر اساس ریچ را بشناسیم. این معیار از تقسیم کل تعامل یک پست (تعداد لایک، کامنت، ذخیره) بر تعداد کل ریچ آن بدست میآید. نرخ تعامل کل شما با تقسیم بر کل فالوورهای شما بدست میآید در حالی که نرخ تعامل بر اساس ریچ عدد دقیقتری به شما ارائه میدهد چرا که علاوه بر فالوورها کسانی که فالوور شما نیستند ولی پست شما را دیدهاند هم به حساب میآورد.
نگاهی به مثال پایین بیندازید:

این مثال نشان میدهد یک پست به طور متوسط نرخ تعامل ۱.۳۵% ایجاد کرده در حالیکه میانگین نرخ تعامل بر اساس ریچ آن ۳.۰۸% بوده است که بسیار بیشتر است دلیلش هم آن است که تعداد ریچها نسبت به تعداد کل فالوورهای یک اکانت کمتر است.
معیارهای آنالیز استوری در اینستاگرام
حالا که با معیارهای مهم آنالیز پست در اینستاگرام آشنا شدیم وقت آن است بدانیم این موضوع در مورد استوریها چطور صدق میکند؟

۱– نرخ نگهداری مخاطب (Retention rate)
یکی از معیارهای مهمی که باید به آن توجه داشته باشید نرخ نگهداری مخاطب در استوریهاست. این معیار را اینستاگرام برای شما محاسبه نمیکند و باید به صورت دستی آن را انجام دهید اما یکی از مهمترین معیارها در آنالیز استوری است.
محاسبهاش ساده است:
فرض کنید یک رشته استوری آپلود کردهاید. برای بدست آوردن نرخ نگهداری مخاطب باید تعداد Impression استوری آخر را تقسیم بر تعداد Impression استوری اول کنید. به عنوان مثال در یک رشته استوری، ۱۲۰ نفر استوری اول را دیدهاند و در استوری آخر تعداد Impression به ۶۲ عدد رسیده، ۶۲ تقسیم به ۱۲۰ مساوی ۵۲% است. در این مثال نرخ نگهداری شما ۵۲% است یعنی به طور میانگین میتوانید نیمی از مخاطبین را تا پایان استوری درگیر نگه دارید.
این معیار از این نظر مهم است که اینستاگرام اگر چه خودش آن را در آنالیز حساب نمیکند بلکه در الگوریتمش آن را تاثیر میدهد چرا که این نرخ نشان از جذابیت استوریهای شما دارد.
- چطور استوریهایی با نرخ نگهداری (Retention rate) بالا بسازیم؟
اگر قصد دارید استوریهایتان را باب دل اینستاگرام بسازید و قصد دارید که در اکسپلور نمایش داده شوند باید کاری کنید که مخاطب از اول تا پایان رشته استوریهای شما را مشاهده کند. همانطور که از اسمش مشخص است، استوری به معنای داستان است، هر داستانی آغاز و پایانی دارد. اگر یک کتاب به اندازهی کافی جذاب پیش نرود خواننده اواسطش آن را کنار میگذارد.
پس از آپلود کردن عکسها و ویدیوهای بی سر و ته و شلخته در استوری جلوگیری کنید. آنقدرها هم نگران ظاهر گرافیکی استوریها نباشید، کیفیت داستان از همه چیز مهمتر است. برای درگیر نگه داشتن مخاطب در استوری تاکتیکهای بسیاری وجود دارد، یک بحث جنجالی راه بیندازید، تست بگیرید، سوال و جواب راه بیندازید و … . اما استوریهایتان را خیلی هم طولانی نکنید، ۱۲ عدد یا کمتر میزان متعادلی است.
۲– پاسخ دادن استوری (Reply)
دومین و مهمترین معیار استوری ریپلای است. یعنی زمانی که استوری میگذارید در جواب آن استوری مخاطب برای شما پیامی بفرستد. و خبر خوب اینکه این معیار در اینسایت خود اینستاگرام موجود است و نیازی به محاسبهاش ندارید.

- اما چرا ریپلای مهم است؟
به این خاطر که ما در اینستاگرام جمع شدهایم که با هم تعامل داشته باشیم. هر روزه به دنبال روشهایی برای افزایش نرخ تعامل در شبکههای اجتماعیمان هستیم و ریپلای هم یکی از مصداقها و معیارهای تعامل و گفتگو است. اگر کسبوکار فعال در اینستاگرام هستید بهترین راه جذب لید و تبدیل آن به مشتری، کشاندن آنها به دایرکت و گفتگو با آنهاست. در آنجا میتوانید گفتگوی دو نفره با هم داشته باشید، همدیگر را بهتر بشناسید و بدانید چالشهای او کجاست و چطور میتوانید با کسبوکارتان به حل مشکلات او کمک کنید.
- چه نوع استوریهایی تولید کنیم که منجر به ریپلای شوند؟
ارسال دایرکت مسیج مسئلهای نیست که همه افراد با آن راحت باشند. پس اگر به دنبال جواب گرفتن از مخاطب هستید باید محتوایی تولید کنید که جرقهی گفتگو را بزند و باعث تعامل او با شما شود. دقیقا نکاتی که برای جذب کامنت گفتیم، اینجا هم کاربرد دارند، طبیعتا محتوایی که در پست باعث کامنت گذاشتن کاربر میشود در استوری هم باعث ریپلای کردن او میشود.
و در آخر، مانند همیشه فراخوان عمل را فراموش نکنید. به مخاطب مستقیم و بیتعارف بگویید ریپلای کنند، در نظرسنجی شرکت کنند یا سوالشان را برای شما بنویسند. اگر از آنها نخواهید مطمئن باشید آنها هم مشارکت لازم را با شما انجام نمیدهند.
جمعبندی
الگوریتمهای اینستاگرام روز به روز در حال تغییر هستند و برای آنکه نرخ تعاملمان را با مخاطب افزایش دهیم نیازمند آن هستیم که بدانیم اینستاگرام چه ملاکهایی را برای تعامل مد نظر قرار میدهد. در این مقاله یاد گرفتیم که آنالیز اینستاگرام باعث میشود استراتژی موثرتری در زمینهی تولید محتوا داشته باشیم و متوجه شویم در کدام بخش ضعیف عمل کردهایم یا عملکرد بهتری داشتهایم.






